اعتماد

Ariel Dorfman عبدالله کوثری

You are here: Home - Uncategorized - اعتماد


اعتماد

Ariel Dorfman construye en Konfidenz una compleja novela de amor y de espionaje en diferentes planos narrativos y temporales cuyos protagonistas pueden situarse en cualquier epoca y parte del mundo d

  • Title: اعتماد
  • Author: Ariel Dorfman عبدالله کوثری
  • ISBN: null
  • Page: 303
  • Format: None
  • Ariel Dorfman construye en Konfidenz una compleja novela de amor y de espionaje en diferentes planos narrativos y temporales, cuyos protagonistas pueden situarse en cualquier epoca y parte del mundo donde deba pelearse contra las dictaduras y las guerras, donde haya que luchar por darle cuerpo a los suenos.

    • Free Download [Science Fiction Book] ☆ اعتماد - by Ariel Dorfman عبدالله کوثری ↠
      303 Ariel Dorfman عبدالله کوثری
    • thumbnail Title: Free Download [Science Fiction Book] ☆ اعتماد - by Ariel Dorfman عبدالله کوثری ↠
      Posted by:Ariel Dorfman عبدالله کوثری
      Published :2019-02-12T05:06:02+00:00

    One thought on “اعتماد

    1. Sawsan on said:

      تبدأ الرواية بحديث تليفوني طويل بين رجل وامرأة في باريس سنة 1939 فترة بداية الحرب العالمية الثانيةالحوار بين بطلي الرواية مكتوب بمهارة ويتداخل فيه الكلام عن الأحلام والأوضاع السياسية ممكن اعتبارها رواية سياسية عن معاناة الشعوب من الديكتاتوريات والحروب كيف يمكن الوصول إلى ا [...]

    2. Ahmed Oraby on said:

      "كان يمكن لنا أن نسعد معًا إلى الأبد"بهذه الجملة تحديدًا، إنما اختتم دوستويفسكي ملحمته الأدبية مُذَلّون مهانون، وبما يشابه ذلك اُختتمت رواية دورفمان. نحن لا نحصل على ما نريد، ذلك هو الأمر بأكمله. نحن نحلم، ونأمل، ونسعى للسعادة مثل كلب، لكن كل ما نحصل عليه هو ذلك الصمت القاتل. [...]

    3. Mike Puma on said:

      ”Context is ninety percent of verisimilitude. What I mean is that when our good uncle opened that letter from Paris, signed by Franz, full of details about life here, it never crossed his mind that it could have been written by someone else. Context—and, naturally, ingenuousness. People believe what they want to believe.”Briefly:I really, sorta, kinda, totally, absolutely, mostly, maybe-should-read-again, liked it—a lot. Helpful? If not, let’s try this…Do you like Mysteries?Neither d [...]

    4. hossein sharifi on said:

      ژانر : سیاسی ، ضد نازیسم، پست مدرنیسم، نمایشیفرم و استایل : چند زبانی، محاوره ایSPOILER ALERT!خلاصه و نقدداستان با زنی به نام باربارا شروع می شود که به دعوت همسرش مارتین به پاریس رفته و آنجا در هتلی اقامت میکند. طی اقامت در هتل تماس ناشناسی به او میشود. تماس از کسی است که بنظر میرسد هرچ [...]

    5. mai ahmd on said:

      نص حواري يعتمد على مكالمات تيلفونية وهو الجزء المهم في النص فالحوار لعبته الأساسيةالحوار جذاب جدا جاذبيته تكمن في كونه يبدو كلعبة ذكاء بين إمرأة ورجل يشدك للنص إلا إنه فور انتهاء اللعبة وخروج النص من مربع الحوار بين بطلي النص يصبح النص فجأة باهتا

    6. Tandis Toofanian on said:

      زن رويايى. اين حرف را هر مردى توى اين عالم به هر زنى گفته. درست مثل اينكه بهشان بگويند: خوشگلك بخورمت

    7. Sarah ~ on said:

      ثقة - آريل دورفمانتصل بربارا إلى باريس وهناك تتلقى مكالمة شديدة الغموض من رجل يبدو أنه يعرف عنها الكثير .باريس ومنفيون ونضال من أجل الحرية؛ تبدو هذه قصّة تتكرر كثيرًا وتجعل هويّة شخصيات هذه الرواية غامضة لفترة (وهذا سيجعل محاولة اكتشاف هويتهم ووطنهم، جزءً من متعة قراءتها)يلع [...]

    8. Mobina J on said:

      پردازش شخصیت ها به نظرم خیلی خوب بود مخصوصا شخصیت لئون." من آن وقت فهمیدم دهان تو، سوزانا، فقط برای بوسیدن نیست. دهان تو آنجا بود تا ما بتوانیم با هم حرف بزنیم. گوش هات فقط برای گزیدن به دندان نیست. این گوش ها اسرار مرا می شنید. این اولین درسی بود كه از تو گرفتم "

    9. Reham on said:

      كيف للثقه أن تنبت فى عالم طافح بالخيانه ؟ كيف للمبادئ أن تستقيم فى وسط الكلمه الأولى و الأخيره فيه للمصالح التى لا تستقر على حال ؟كيف للإيمان أن يصمد فى غابه يطوقها اليأس من كل جانب ؟ كيف للأحلام أن تتحقق بوسائل مشروعه فى عالم متبجح بالفساد ؟ إليك روايه حتى كاتبها كان يتشكك فى [...]

    10. TAM •' on said:

      ||-كل شيء في الحياة يملك وجهان، ومن المحتمل أحياناً أن يملك عدّة وجوه مهما بلغت معرفتك بشخص ما قد لا تعرفه جيداً، ومهما بلغ إيمانك بحقيقة معينة، قد يختل تماماً إن ظهرت زاوية لمن تكن تراها. ثقّة، تجعلك وجهاً لوجه مع هذا الأمر. تمّت

    11. Ibrahim on said:

      أعطيت هذه الرواية ثلاثة نجمات (برأيي الشخصي) ليس لأنها سيئة، بل بالعكس كانت ممتعة والقصة تصبح أكثر تشويقاً إلى أن تصل لنهايتها. لعلي لم أعجب بفكرة المحاورة في جميع فصول الرواية بدون وصف كثير للمكان، بدت لي مسرحية أكثر من أنها رواية. وأيضاً لم يتعمق المؤلف بالشخصيات بالدرجة ال [...]

    12. Mohamed Omran on said:

      نص حواري يعتمد على مكالمات تيلفونية وهو الجزء المهم في النص فالحوار لعبته الأساسيةالحوار جذاب جدا جاذبيته تكمن في كونه يبدو كلعبة ذكاء بين إمرأة ورجل يشدك للنص إلا إنه فور انتهاء اللعبة وخروج النص من مربع الحوار بين بطلي النص يصبح النص فجأة باهتا

    13. Sajede Thunderbolt on said:

      "اعتماد" رو به راحتی میتونم بین یکی از بهترین کتابهایی که تا به حال خوندم بگذارمبه چند دلیل یکیش-که احتمالا اصلی ترین دلیله- شاید دید نویسنده نسبت به جنگه:-شکست خوردن توی جنگ بد مصیبتی است.-تقریبا مثل بردن جنگ.شیوه های نویی که توی داستان نویسی بود، طوری که خواننده رو به حال خودش [...]

    14. Hasan Mohammed on said:

      تذكرني هذه الرواية، إن صحّ تسميتها رواية، بكتاب (حجر الصبر) لـ عتيق رحيمي. هذا مقطع مسرحي وليس رواية. مقطع مسرحي قائم على محادثة هاتفية بين رجُلٍ وامرأة؛ يتخلل الحوار صوتُ رجُلٍ ثالث، يبدو بأنه واقفٌ من خلف الظلال يشرح مجريات الأمور بين المتحاوريْن. حوارات تعلو وتهبط، تخبو وت [...]

    15. ZaRi on said:

      کار تو کار عاشقی است که نگاهش به دره ای می‌افتد و محبوب خود را در آن جا می‌بیند. برایش دست تکان می‌دهی و بعد همچنان که نزدیک‌تر می‌شود به هر زحمتی که شده خود را به آن راه میزنی تا چشمت به نشانه‌هایی نیفتد که با تصور تو نمی‌خواند، رگه‌ای موی سفید در سر، افتادگی مختصری در شانه [...]

    16. mohammad ebadi on said:

      خیلی وقت است کتابی تا این اندازه مرا تحت تاثیر قرار نداده است،هر لحظه همراه شدم،خندیدم،گریستم،به هیجان آمدم و لذتی بی انتها را تجربه کردم،افسوس که آن را دیر خواندم اما خوشبختانه خواندم،اورهان پاموک در شروع زندگی نو چه زیبا می نویسد(( روزی کتابی خواندم و تمام زندگی را تغییر دا [...]

    17. Mohammad Mirzaali on said:

      در مقابل بعضی کتاب‌ها باید سکوت کرد و در وصف‌شون صرفاً باید دعوتِ به خوندن‌شون کرد -تنها راهی که حقیقتاً می‌تونه بازنماینده‌ی روح اون کتاب باشه. آریل دورفمن، این‌جا، به معنای حقیقیِ عبارت، راویِ تراژدیِ تقابلِ رؤیاها و جنگه. نویسندگیِ دروفمن -به قول یوسا- یه‌جور استریپ‌ت [...]

    18. Baahaarmast on said:

      کتاب مثل "ناپدیدشدگان" شگفت‌زده‌ام نکرد. اما توانست هر چه را که مقصود نویسنده بوده، به روح و روان‌م برساند. حتی به جسمم. دورفمن بازی خوردن و بازی شدن را نه به کلمات، که به طور عینی نشان می‌دهد. فصل‌هایی هست که تو را می‌ترساند. بارزترین نکته ولی این است که دورفمن نمی‌گذارد حتی [...]

    19. Fatima Al Shabeeb on said:

      في الحرب العالمية الثانية "بين فرنسا وألمانيا" وفِي منتصف المعمعة تصل فتاة ألمانية لباريس لتقابل خطيبها مارتن في فندق مجهول ويتصل بها رجل غريب لمدة ٩ ساعات يدعي أنه صديق مارتن ثم تتكشف الصورة شيئا فشيئا هل يمكننا الثقة بشخص لم نسمع عنه أبدا ، رواية سياسية في الغالب تتحدث عن م [...]

    20. jeremy on said:

      it is dumbfounding that ariel dorfman is not more widely read, as his writing is so remarkably trenchant and unafraid. the exiled chilean novelist, short story writer, playwright, poet, and essayist has been teaching at duke university since 1985. his works are direct, compelling, and often characterized by a looming intensity or immediacy. dorfman is a relentless critic of imperialism, tyranny, and oppression, framing much of his art in the context of human rightsivate life is an illusion in ou [...]

    21. Pooriya on said:

      زن رویاهایم!‏کلماتی که این‌قدر آسان به زبان او و من می‌آمد اما از زبان هر کس دیگر پوک، مبتذل، دروغ و حتی ناسزا می‌نماید. زن رویاهای من، مردها این را می‌گویند تا اندامی رام‌نشدنی از جنس مونث را رام‌کنند، زن رویاهای من، برای چاپلوسی پیش زنی که به خواست آن‌ها تن داده، زن رویا [...]

    22. عبد البصير on said:

      رواية جميلة والمراجعات كثيرة حولها، لذلك أكتفي باقتباسين جميلين منها"كانت تقول لي: أفضل لحظات الحياة هي تلك التي لا ندري فيها ما يجب علينا عمله، ﻷننا عندئذ فقط، يا صغيري، نكتشف قوتنا الداخلية، ميلنا الحقيقي.""- كانت لديكَ كوابيس إذن، فضلاً عن اﻷحلام.- كثيرة، مع أنه في أزمنة م [...]

    23. Aliaa Mohamed on said:

      رواية رائعة وطريقة السرد جذابة ولكن النهاية متسرعة ولم تقنعني

    24. Alborz Taheri on said:

      یک . من او را به خواب دیدم , سوزانای خودم را , زنی که ابتدا زندگی را به من بخشید و بعد پیوسته زندگی را در من دمیده , اول بار همان شبی که دوازده سالم تمام شد به خواب دیدمش و اگر چه بین ما چیزی که عشق بازی می گویند پیش نیامد , برای من و او مثل شب عروسی بود , انگار داشتیم برای ابد ازدواج می [...]

    25. Saeed Habibi on said:

      "کار تو کار عاشقی است که نگاهش به دره‌ای می‌افتد و محبوب خود را در آن جا می‌بیند. براش دست تکان می‌دهی و بعد همچنان که نزدیک‌تر می‌شود به هر زحمتی که شده خود را به آن راه می‌زنی تا چشمت به نشانه‌هایی نیفتد که با تصور تو نمی‌خواند، رگه‌ای موی سفید در سر، افتادگی مختصری در شا [...]

    26. Mostafa on said:

      کتاب خوبیه، داستان خوبی داره، نوع روایت متفاوتی داره و خوانش راحتی هم دارهموضوعیت کلی همونجور که از اسمش برمیاد درباره اعتماده. شخصیت اول کتاب (لئون/ماکس) که شخصیتی داره میتونه کاری کنه که همه بهش اعتماد کنن، در طول روایت داستان و دیالوگها همیشه کاری میکنه که طرف مقابلش قانع م [...]

    27. Zohre Alavi on said:

      كتاب عجيبي بود. خلاف عنواني كه دارد، تمام وقت گفتگوها پر از ظن و شك است و نميفهمي چي اتفاقي دارد مي افتد. حتي يك جاهايي فكر كردم شخصيت داشتان بيمار رواني است. نوع نوشتن شبيه نمايشنامه بود بيشتر تا رمان. فعلا دوستاره كفايت ميكند. درنهايت اينكه فصل پاياني اش در انتهاي كتاب قابل پي [...]

    28. Sarah saied on said:

      لقد كانت أمورنا سيئة. هذه هي الحقيقة ولم يكن العالم قط أسوأ مما هو عليه. وكلما كان يزداد سوءا ويصير الناس أكثر دناءة. وينتهي الأمر بأصدقائي الي الموت أو التعفن في معسكرات الاعتقال. ونحن نهرب إلي المنفي. كنت أري ابتعادا أكبر فأكبر لاحتمال أن تحققي ظهورك. كنت أحلم بعالم رائع لاست [...]

    Leave a Reply

    Your email address will not be published. Required fields are marked *